محمدصادق دهلوي
مقدمه 106
كلمات الصادقين ( فارسي )
وضوى جديد كرده نماز به جماعت ادا نموده . باز مستغرق گشت و پس از خفتن چشم گشود و تبسمكنان جان بداد و در وقت غسل دادن انگشتان شهادت برداشت و اللّه اللّه گفت چنانچه اكثر حاضران شنودند . * شاه عبد اللّه قريشى قدس سره از * عقلاى مجانين است . سالك مجذوب بود . سطوتى ظاهر و عظمتى باهر داشت و نسبت ظاهرى و باطنى وى بشيخ الاسلام بهاء الدّين زكريا 1 مىرسد . بعضى از آباى 2 عظام وى از ملتان به اين ديار تشريف آورده در دهلى رحل اقامت انداختند و سكونت اختيار نمودند و سلطان بهلول لودى شاه را بدامادى اختيار كرده 3 دختر خود بوى داد . شيخ عبد الوهاب بخارى قدس سره كه در كمالات صورى و معنوى بىبدل بود از مريدان و معتقدان اوست و نسبت بشاه چندان محبت و نياز داشته كه فنا فى الشيخ زياده از آن متصور نباشد 4 . ارادت و اخلاص وى با شاه مناسب [ 170 ] مولاناى 5 روم است با شمس تبريز . بالجمله عظمت و شوكت و جلال و كمال شاه را از آن توان دانست كه شيخ حاجى عبد الوهاب با وجود آنهمه دانش و بينش كه او داشته 6 در محبت و مودت وى بىاختيار بوده و انقياد و طاعت فوق الحد داشته . عرس وى در بيست و دوم صفر است و روضهء شريفهء وى نزديك بدهلى كهنه يزار و يتبرك به 7 . در اخبار الاخيار * مسطور است كه روزى شاه در حالت جذبه بود فرمود هر متاعى كه در خانه است بيرون آريد و آتش در زنيد . ولد ارشد وى شاه احمد كه هنوز به حد 8 بلاغت نرسيده بوده در خدمت پدر حاضر بوده 9 گفت : بيرون آوردن يكان يكان تكلفى دارد . همانجا آتش در زنيد 10 تا بيكبارگى بسوزد . شاه را از اين سخن بر وى دل خوش شد و تحسين نمود 11 . ظهور شاه عبد اللّه در زمان پادشاهى سلطان بهلول لودى بود . و او پادشاهى بود ديندار و سخى و شجاع . سايل را هرگز رد نكرد و با سپاه معاملهء برادرانه بجا آوردى و خزانه جمع نكردى و اگر يكى از سپاه مريض شدى بعيادتش رفتى و بىرخصت شريعتكارى 12 نكردى . در اوايل [ 171 ] بامر تجارت اشتغال داشت . ببركت نفس عزيزى درجه